مقاله (17)

بررسی تأثیر طراحی فضاهای باز مجتمع‌های مسکونی در ایجاد حسِّ‌دلبستگی به مکان

(نمونه مورد مطالعه: مجتمع مسکونی ششصددستگاه در شهرستان مشهد)

 

اسماء میرخطیب

کارشناسی ارشد مهندسی معماری

asmamirkhatib@yahoo.com

چکیده

پیوند بین انسان و مکان یا «دلبستگی به مکان» مبنایی برای ارضای بسیاری از نیازهای انسان به واسطه مکان و معنا بخشی به زندگی بر شمرده شده است. به ویژه دلبستگی به مکان­های با اهمیت برای انسان، که شاخص‌ترین آنها فضای سکونت است. فضاهای باز مابین ساختمان‎های مسکونی بستر پیوند ساکنان با طبیعت و محل گذران اوقات فراغت در مکان بیرونی بلافصل خانه است. بنابراین، نیاز به بازنگری و توجه ویژه به طراحی فضای باز مجتمع‌های مسکونی به عنوان حیاط مشترک و جمعی در بسیاری از گونه‌های مسکن امروزی ضروری است. این پژوهش سعی دارد تا با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای و مشاهدات میدانی و مصاحبه‌های حضوری با ساکنین با استفاده از آمارهای توصیفی و استنباطی به بازشناسی مؤلفه‌های مؤثر در سازماندهی فضای باز مجتمع‌های مسکونی در جهت افزایش حسِّ‌دلبستگی ساکنین با فضای باز مجتمع بپردازد؛ و از طریق مطالعه تطبیقی هر یک از مؤلفه‌ها را باز خوانی کند. برای نیل به این هدف مجتمع‌مسکونی ششصد دستگاه در شهرستان مشهد انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاکی از آن است که پیاده‌راه‌ها، مسیرهای سواره، فضای بازی کودکان، فضای سبز، مبلمان شهری و فضای نشستن؛ از جمله مؤلفه‌های فضای بازِ تأثیرگذار در جهت افزایش دلبستگی به فضای باز مجتمع‌مسکونی می‌باشند، که باید مورد توجه قرار گیرند. استراتژی‌های پیشنهادی ارائه شده در این پژوهش کاربردی بوده و می‌تواند راهبردی برای آگاهی طراحان نسبت به چگونگی تأثیر فضاهای باز مجتمع­های مسکونی در جهت افزایش دلبستگی به مکانِ ساکنین را فراهم آورد.

 کلیدواژه‌ها: حسِّ دلبستگی به مکان، فضای باز مجتمع مسکونی، مجتمع مسکونی ششصد دستگاه.

ارائه سخنرانی و چاپ چکیده در کتابچه. مشهد: کنفرانس بین­المللی برنامه­ریزی و مدیریت شهری. (5 و 6 اردیبهشت ماه 1396). دانشگاه فردوسی.

دانلود: http://www.civilica.com

مقاله (16)

تبیین مؤلفه­ های محیطی پیاده مداری­ در راستای افزایش حس ­تعلق شهروندان

(نمونه مورد مطالعه: ارگ قدیم منطقه 13 شهرداری مشهد)

 

نسیم دلیرساداتی1، اسماء میرخطیب2*

1 . کارشناسی ارشد مهندسی معماری، Nasimdalir68@yahoo.com

2 . کارشناسی ارشد مهندسی معماری، Asmamirkhatib@yahoo.com

چکیده

با ورود خودرو به شهرهای امروز و رخنه‌ی بی‌چون و چرای آن به کل بافت شهر و کاهش فضاهای پیاده‌محور و کیفیت نامطلوب فضاهای موجود از این جنس، به تدریج نقش پیاده‌راه‌ها در تمامی مقیاس‌های فضای شهری رو به افول نهاد و به دنبال آن، پیاده‌مداری که در فضای شهری قدیم، عامل پیوند انسان و محیط بود، گاهی بسیار تضعیف و گاهی کاملاً نادیده گرفته شد. به دنبال این گسستِ انسان با محیط در شهرهای امروز، آن‌چه ره‌آورد این تعامل بود نیز رو به کاستی و عدم نهاد؛ که از مهم‌ترین و برجسته‌ترین ره‌آوردهای تعامل و پیوند انسان با محیط در فضاهای پیاده‌مدار، ایجاد حس­تعلق می‌باشد، آن‌چه که نبود آن، مخصوصاً اثرات سوء اجتماعی و فرهنگی را نیز در شهرهای امروز به همراه داشته است. در جهت نیل به این هدف نیاز است با درک و شناخت چگونگیِ تأثیرگذاری مؤلفه‌های محیطی پیاده‌­مداری بر ایجاد و ارتقای حس­تعلق در فضای شهری­، در مرحله اول با تقویت عوامل محیطی پیاده‌مداری و در مرحله دوم با ارتقای مؤلفه‌های مؤثر بر حس­تعلق، احساس همبستگی و تعلق میان انسان با محیط پیرامونش رشد یابد تا علاوه بر بهره‌مندی از آثار مثبت آن، از مشکلات ناشی از آثار سوءِ عدم حس­تعلق نیز کاسته شود. لذا پژوهش حاضر به صورت تحلیلی – توصیفی است و با استفاده از مطالعات کتابخانه­ای و مشاهدات میدانی به بازشناسی مؤلفه­های محیطی پیاده­مداری در راستای افزایش حس­تعلق می­پردازد و از طریق مطالعات تطبیقی، مفاهیم هر یک را بازخوانی می­کند. برای نیل به این هدف ارگ قدیم واقع در منطقه 13 شهرداری مشهد، انتخاب و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج، حاکی از آن است که مؤلفه­های محیطی پیاده­مداری از جمله عرض پیاده­رو، دسترسی به کاربری­های مطلوب، سر و صدا و کیفیت هوا، پارکینگ مناسب، جذابیت بصری و هویت اجتماعی، تسهیل عبور از عرض خیابان، فصول پیاده معقول، مقیاس، امنیت، اقلیم، دسترسی مناسب معلولان و ناتوانان جسمی باعث افزایش حس­تعلق شهروندان به فضاهای پیاده می­گردد.

 کلیدواژهها: حس تعلق، مؤلفه ­های محیطی، پیاده­مداری، ارگ قدیم مشهد.

دومین همایش بین­المللی افق­های نوین در مهندسی عمران، معماری و شهرسازی و مدیریت فرهنگی شهرها. انجمن افق نوین علم و فناوری. تهران.

دانلود: http://www.civilica.com